اولین تمرین بدون کاپیتان

حنیف عمران زاده در کد هواداری خود نوشت: خورشید بی غروب و دریای بی ساحل با تو معنا گرفت.
«7 استقلال» تقدسش را وامدار توست،«7 مقدس» در میان اشکهایمان رفتی اما بدان تو از من زنده تری آهای فرهاد مجیدی
خبر خداحافظیت بغضی در گلویمان شد

وحید طالب لو در کد هواداری خود در مورد خداحافظی فرهاد مجیدی نوشت:
مثل حرف هایی که به زبان نرسیده بغض می شوند. خبر خداحافظیت بغضی شد که گلویمان را فشرد تا امسال زودتر به سرمای زمستان برسیم.
تو بدان که ما عزیزانمان را در قلبمان تا ابد به همراه خواهیم داشت.
با یک دنیا آرزوی خوب برای فصل جدید زندگی فرهاد عزیز
اشک های هواداران ادامه دارد ; این بار در کمپ ناصرخان / قهر آندو به دلیل مشکلات مالی
تیم فوتبال استقلال یک روز پس از دیدار مقابل مس کرمان از ساعت 15 و 30 امروز در کمپ زندهیاد حجازی برنامههای آمادهسازی خود را پیگیری کرد.
تمرین امروز آبیپوشان تحت تاثیر غیبت فرهاد مجیدی و خداحافظی او از میادین فوتبال بود و حدود 50 نفر از هواداران استقلال در سکوت کامل و در حالی که بهتزده بودند در خصوص این بازیکن سوالاتی را میپرسیدند.
تعدادی از هواداران استقلال تصمیم مجیدی را احساسی میدانستند و عدهای دیگر معتقد بودند این بازیکن تصمیمی کاملا درست گرفته و دست استقلال را بازگذاشته تا برای نیمفصل دوم برنامهریزی مناسبی داشته باشد.
* در حالی که خداحافظی فرهاد مجیدی از فوتبال قطعی شده اما تمرین امروز استقلال هم تحت تاثیر این اتفاق بود.
گروهی از هواداران استقلال هم مقابل درب کمپ مرحوم ناصر حجازی ایستاده بودند و اشک می ریختند.
حتی شایعه شده بود که مجیدی قرار است به کمپ بیاید اما این اتفاق رخ نداد.
*بازیکنان تیم استقلال که از همان ابتدای ورود به کمپ در خصوص فرهاد
مجیدی و خداحافظیاش از میادین فوتبال صحبت میکردند اعتقاد داشتند اگر
کاپیتان این تیم در خصوص نحوه خداحافظیاش اطلاعرسانی میکرد بیش از 100
هزار نفر برای او به ورزشگاه میآمدند
البته تعداد دیگری از بازیکنان ناراحت و مغموم از آینده خود بودند که
اعتقاد داشتند روزی باید از این فوتبال جدا شده و خداحافظی کنند.
*درست به هنگام ورود قلعه نویی به زمین چمن تعدادی از طرفداران استقلال
خطاب به وی گفتند (آقای قلعهنویی غصه نخور مجیدی رفت ولی ما از تو حمایت
میکنیم و تنهایت نمیگذاریم) قلعهنویی نیز با خنده از آنها تشکر کرد و
برایشان دست تکان داد.
*در ابتدای تمرین سرمربی استقلال بازیکنان را دور هم جمع کرد و با آنها
به گفتوگو پرداخت. قلعهنویی خطاب به بازیکنان گفت: از امروز بدون مجیدی
تمرین میکنیم و باید حواسمان جمع باشد که در بازیهای آینده امتیاز از دست
ندهیم. فعلا بضاعتمان همین است.
*آندرانیک تیموریان به خاطر عدم پرداخت مطالباتش در تمرین امروز
استقلال شرکت نکرد. این بازیکن از طریق برادر خود به مسئولان استقلال اعلام
کرده در صورت ادامه این روند در پایان نیمفصل از جمع آبیپوشان جدا خواهد
شد.
*جواد نکونام، پژمان منتظری، سیاوش اکبرپور، آرش برهانی، خسرو حیدری و
هاشم بیکزاده غایبان تمرین امروز بودند که از این جمع تنها نکونام و
منتظری آسیب دیده نیستند و در کلینیک دکتر نوروزی تمرین میکنند.
*محمد قاضی که از یک روز قبل از دیدار با مس در تمرینات شرکت کرده بود
امروز هم زیر نظر بدنساز استقلال کار کرد. همچنین حنیف عمرانزاده از امروز
مجددا زیر نظر کادر بدنسازی استقلال کار خود را آغاز کرد.
*در جریان تمرین امروز سرمربی تیم استقلال ساموئل را کنار کشید و حدود 15 دقیقه با وی به گفتوگو پرداخت.
از حرکات قلعهنویی معلوم بود وی خواستههایی از ساموئل دارد که البته
صحبتهای این دو نفر را حاج قاسم مربی بدنساز استقلال ترجمه میکرد.
قلعهنویی در بخش دیگری از تمرین با احمد جمشیدیان به گفتوگو پرداخت و
نقطهنظرات این بازیکن را شنید.
*یک دوربین فیلمبرداری در حال تهیه مستند از استقلال است که امروز از تمرین آبیپوشان تصویربرداری کرد.
*سکوهای ورزشگاه اختصاصی باشگاه استقلال به صندلیهای آبی و سفیدرنگ
مجهز شده و تقریبا نیمی از این سکوها به صورت کامل در ورزشگاه نصب شده است.
*بازیکنانی که در ترکیب اصلی استقلال مقابل مس به میدان رفته بودند به
ریکاوری پرداختند که البته از این بین رحمتی در کنار دیگر بازیکنان حضور
داشت اما صادقی و پژمان نوری زودتر از سایرین ورزشگاه را ترک کردند.
*میرشاد ماجدی و سیروس دینمحمدی دیگر حاضرین تمرین امروز استقلال بودند.
*بخش پایانی تمرین به فوتبال درونتیمی در نیمی از زمین اختصاص داشت که
در جریان این بازی سرمربی استقلال با دکتر نوروزی که در تمرین حاضر شده
بود برای دقایقی گفتوگو کرد. قلعه نویی نیز از غیبت آندرانیک تیموریان
ناراحت بود و در خصوص این موضوع نیز با کادر فنی استقلال صحبت میکرد.
تیم فوتبال استقلال روز یکشنبه در ورزشگاه انقلاب کرج به مصاف سایپای البرز خواهد رفت
غریبــی و مجیــدی و غم یـــار

یکه و تنها ایستاده روی صندلیهای رنگ و رو رفته، دستهایش را روی سرش
گذاشته و مغزش را با بازوانش فشار میدهد، بهتزده و مغموم ایستاده وسط آن
هیاهو، پاهایش توان ندارد که همراه بقیه بدود، صدایش هم در نمیآید که مثل
بقیه شعار بدهد، حتما اشک هم دویده گوشه چشمهایش.
این،
تاثیرگذارترین صحنه تاریخ تلویزیون ماست از پخش مسابقات ورزشی وطنی، تصویری
که در یکی از غمگنانهترین شبهای فوتبالی شکار شد؛ وقتی که فرهاد مجیدی
آرام و بیخبر، بدون یک استادیوم لبریز، بدون فریادهای پرشور «آهای فرهاد
مجیدیِ» تیفوسیها، بدون یک قهرمانی رویایی، بدون یک جام دستنیافتنی، بدون
یک برد افسانهای، بدون یک گل نجاتبخش، پیراهن خوشرنگ آبیاش را ۴ گوشه
زمین پهن کرده و بوسید و رفت. درست مثل تنهایی همان جوانکی که وسط استادیوم
ایستاده بود و رفتن اسطورهاش را تماشا میکرد.
حالا میشود برای
غریبی یک اسطوره مرثیهسرایی کرد، میشود -تلخ- قلم زد و با مهدی
مهدویکیایی مقایسهاش کرد که با آن همه افتخار ملی (و با اعلام قبلی!) تا
همین اندازه بیهمراه و تنها، روی ۴ گوشه زمین زانو زد. یا وحید هاشمیان را
بهانه کرد برای این رفتن ناگهانی. اصلا میشود از نخبهکشیها، از قدر
ندانستن پهلوان زندهها، از افسانهها و افسونزداییها، از جای خالی
لقبها برای یک نسل، از قهرمانهای پوشالی و پرادعا گلایه کرد و تاسف خورد.
اما
برای من؛ اسطوره، قهرمان، ستاره یا هرچیزی که اسمش را بگذارند یعنی همین
شجاعت آغشته به جسارت، یعنی محبوبیت بدون نیاز به به عدد و رقمِ تعداد گل و
بازی، یعنی رفتن بدون توجه به بد و بیراههای در راه مانده و عقدههای
خالی نشده، یعنی خداحافظی بیخیال همه حرف و حدیثهای مزخرفی که خواهند
بافت و نوشت، یعنی وداع در یک غروب تلخ ولی به شدت معمولی.
حالا آقای شماره ۷ -برای من- به یکی از خاطرات تلخ آبان بدل میشود؛ ۸/۷؛ پایان فرهاد مجیدی. ۸/۸؛ وداع همیشگی قیصر امینپور
:(
ایـــــــــن روزهـــــــــا دوســـــــــت